چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385
اسانلو آزاد شد.
به گزارش خبرنگار «ايلنا»، اسانلو پس از تحمل يك ماه حبس با تبديل قرار بازداشت موقت به قرار كفالت و معرفي كفيل به بازپرسي شعبه 14 دادسراي انقلاب تهران آزاد شد.
اين فعال كارگري روز 28 آبان ماه سال جاري بازداشت و با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. وي پيش از اين روز اول دي ماه سال 84 و به دنبال ناآراميهاي شركت واحد و اعتراض كارگران آن به عملكرد شركت واحد بازداشت شده بود كه پس از تحمل هفت ماه بازداشت موقت، با تأمين قرار وثيقه 150 ميليون توماني آزاد شد.
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385
احتمال آزادی منصور اسانلو
وکیل ایشان آقای یوسف مولایی ضمن تایی این خبر گفتند: مقدمات آزادي اسالو با پذيرش وجه كفالت ۳۰ ميليون توماني از سوي همسرش، فراهم و در اين زمينه مدارك لازم به معاونت دادسرا ارائه شده است.

شنبه هجدهم آذر 1385
نامه دادخواهی منصور اسانلو
در بند ۲۰۹ زندان اوين به مدت ۷ ماه در بازداشت موقت بودم. درآن مدت با توجه به حقوق شهروندی و حق زندانی، با من بدرفتاری شد.
من اميدوارم در اين باره تحقيق شود. به مدت ۳ ماه و ۲۳ روز در سلول انفرادی جز دوره ها ی کوتاهی که با هم بندهايم بودم، به تنهايی نگهداری شدم.
آن هم بندها اتهام هايشان شبيه اتهام من نبود. يکی از آن ها متعلق به گروه القاعده بود که معتقد بود با کشتن ۷ شيعه به بهشت خواهد رفت و اين خود مرا تا حد زيادی زير فشارها ی روانی قرار می داد.
در راهروها ی بند هميشه به من چشم بند می زدند. وقتی مرا به دادگاه می بردند نگهبانان به من دستبند می زدند . بازجويی ها در اتاقهای ويژه ای انجام می شد که هميشه با رعب و تهديد همراه بود.
به من می گفتند تا هر وقت که بخواهند مرا در زندان نگاه می دارند. قاضی هم تا ۹۰ در صد گفته های آنان را قبول می کرد و دفاع من مورد قبول قرار نمی گرفت.
بعد به مدت ۱ ماه تمام حق ملاقات، استفاده از تلفن و هواخوری در محوطه باز از من گرفته شد. در زندان هم که بودم هيچ تخلف قانونی نداشتم.
آنها با تغيير دادن گروه بازجويان، فشار زيادی از نظر روانی برمن وارد می کردند. سوال هايی می کردند که ابدا ربطی به اتهام وارد شده بر من نداشت. اتهام من اين بود که عنوان سنديکا را برای تشکيلات کارگری مان غصب کرده ام و عليه امنيت کشور اقدام کرده ام.
به جزئيات زندگی خصوصی ام می پرداختند. از رابطه ام با دوستان و همکاران می پرسيدند. جوی به وجود آورده بودند که نسبت به خانواده ام احساس گناه کنم. نسبت به جان خود و خانواده ام بيمناک بودم.
هنگام ديدار نمايندگان مچلس از زندان اجازه ندادند از بند ۲۰۹ ديدن کنند. بازجويانم به من گفتند از صحبت با بازرسان خودداری بورزم و آنچه را در بند ۲۰۹ بر من گذشته است به کسی نگويم.
ميگفتند يا بايد ۱۵ سالی را در زندان بمانم و يا با آن ها همکاری کنم. می گفتند صرف نظر از اينکه ما در کجای دنيا زندگی می کنيم، آنها توان آنرا دارند که خانواده ام را نابود کنند.
ادامه آزارها پس از آزادی از زندان
حتا پس از آن که از زندان آزاد شدم اين اذيت و آزار ادامه پيدا کرد.
بارها به من تلفن کردند و خواستند با آنها ملاقات کنم که من اين کار را نکردم. بعد در طبقه سوم دادگاه انقلاب در يک اتاق خالی باز به اين تهديدها ادامه دادند. از من خواستند هفته ای يک بار به آنها تلفن بکنم و فعاليت های روزانه ام را به اطلاعشان برسانم. من اين درخواست آنها را اجرا نکردم و نگران عواقب آن بودم.
من به دفتر سازمان ملل متحد در تهران رفتم و وضعيت ناامن شخصی و شغلی ام را برای مسئول حقوق بشر اين سازمان توضيح دادم.
بعد از اين جريان يک بار ديگر من را به دادگاه انفلاب بردند و به زندان تهديدم کردند و گفتند اگر ميخواهم بار ديگر به زندان نروم، من و همسرم بايد نامه ای امضا کنيم و در ان تعهد بدهيم هيچيک از دوستان و همکاران قديمی مان را ملاقات نکنيم.
اينها کسانی هستند که من از بيش از بيست سال پيش می شناسم و در بين ايرانيان رسم نيست که دوستان و بستگان را به خانه ات راه ندهی.
اين افراد همچنين به محل کار همسر من و به تلفن همراه پسر من زنگ می زنند و به آنها می گويند از من بخواهند با آنها ملاقات بکنم. اين مساله باعث اضطراب زيادی برای خانواده من شده است.
خانواده من به حدی از احتمال اينکه آسيبی به من برسد، نگرانند که به من حتی اجازه نمی دهند به تنهايی حتی تا سر خيابان بروم و هميشه دنبالم می آيند.
تلفن زدن ها ادامه دارد. از من خواستند به مسافرت خارج از شهر بروم. بعد از اينکه من به سفر رفتم باز هم به محل کار همسرم و تلفن همراه پسرم زنگ زده اند و گفته اند از من بخواهند با آنها تماس بگيرم.
من بالاخره هفته گذشته به آنها تلفن کردم. آنها دوباره مرا توبيخ کردند که چرا زودتر تماس نگرفته ام.
در کجای قانون جزايی و کيفری ما آمده فردی که پس از هشت ماه بازداشت موقت آزاد شده و معادل يکصد و پنجاه ميليون تومان وثيقه پرداخته است و هنوز محاکمه و محکوم نشده است بايد با بازجويان ملاقات کند و آنها را در جريان زندگی روزمره اش قرار بدهد؟
من کشورم، انقلابم و نظام حکومتی ام را دوست دارم اما می خواهم مشکلات و نارسايی های قانون که با استقلال و آزادی جمهوری اسلامی مغايرت دارد رفع شود و مردم در کشورشان خود را راضی و خوشحال احساس کنند.از همين رو من از شما تقاضا می کنم درباره موارد مذکور تحقيق بفرماييد. من به خاطر صلاح مملکت و رضايت شهروندان اين سرزمين و برخورداری از يک جامعه قانون مند، دست به شکايت برداشته ام.»
جمعه هفدهم آذر 1385
یکی از فعالین سندیکا به دادگاه برده می شود
لازم به ذکر است ایشان از زمان بازداشت تا کنون در بازداشتگاه شماره دو پلیس امنیت به سر می برد و هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است!
از وضعیت منصور اسانلو نیز خبر می رسد که برای آزادی ایشان کفالت 30 میلیونی صادر شده، اما همسر وی به دلیل غیرقانونی بودن این کفالت از قبول آن خودداری کرده است.
سه شنبه چهاردهم آذر 1385
حمایت دانشجویان از اسانلو در آستانه 16 آذر
در بند ۶ این بیانیه که با عنوان دانشگاه پادگان نیت منتشر شده است می خوانیم که:
از كوچكترين مطالبات و مبارزات طبقه ي كارگر ايران قویا ً دفاع كرده و خود را متحد استراتژيك جنبش كارگري ايران مي داند و از آزادي تشكيل سنديكا و تشكلهاي آزاد و مستقل كارگري و نیز حق اعتصاب کارگران قاطعانه حمايت مي كند . خواستار لغو اصلاحیه ی قانون کار بوده و ضمنا ً پيگيرانه خواهان آزادي آقاي منصور اسانلو – رئيس هيأت مديره ي سنديكاي اتوبوس راني تهران - و باز گرداندن ايشان و همكاران شان به محيط كار مي باشد .
در ضمن در بند یک این بیانیه حمایت خود را از مبارزات جنبش طبقه کارگر اعلام داشتند!
لازم به ذکر ست که به مناسبت روز دانشجو قرار است رو چارشنبه ۱ آذر رس اعت ۱۲ در جلوی دانشکده فنی تجمع به این مناسبت برگزار شود!
* متن کام بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب با عنوان دانشگاه پادگان نیست!
دوشنبه سیزدهم آذر 1385
آزادی 2تن ازاعضای بازداشت شده
قابل ذکر است که این بازداشت توسط نیروی های امنیتی لباس شخصی صورت گرفته است و از علت آن اطلاعی در دست نمی باشد!در ضمن همچنان از وضعیت منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکا که در بازداشت به سرمی برد اطلاعی در دست نیست و ایشان طی چند وقت اخیر هیچ تماسی با خانواده یا وکلای خود نداشته است!
اعتراضات به این بازداشت غیر قانونی همچنان ادامه دارد! ما از همه می خواهیم که اعتراضات خود را وسیع تربکنند!
یکشنبه دوازدهم آذر 1385
بازداشت دو تن دیگر از فعالان سندیکا
طبق اطلاعیه ای که از طرف سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی منتشر شده است ۲ تن از اعضای هیئت مدیره سندیکا به نام های سید داود رضوی و عبدالرضا طرازی در ترمینال شرکت واحد واقع در منطقه خاوران تهران توسط پلیس امنیتی بازداشت شده اند تا لحظه تنظیم این خبر نیز همچنان از دلیل بازداشت اینان خبری در دست نمی باشد.
قابل ذکر است این ۲ تن از جمله ۵۰ کارگری هستند که بعد از اعتصابات کارگران شرکت واحد در سال ۸۴ همچنان به حالت تعلیق از کار به سر می برند.

خبر را این جا بشنوید:
دیگر اخبار مربوط به بازداشت منصور اسانلو و اعتراضات مربوط به این بازداشت:
* کنفدرسيون اتحاديه اى بين المللى(ITUC) دستگيرى مجدد منصور اسانلو را شديدا محکوم نمود
* وکيل مدافع منصور اسانلو: به احتمال فراوان اصانلو در روزهای آينده آزاد میشود، ايلنا
* بیانیه سازمان عفو بین الملل در رابطه با دستگيرى مجدد منصور اسانلو
* بيانيه شخصيت های سياسی و فرهنگی در اعتراض به بازداشت غيرمتعارف منصور اسانلو
